حافظ مسلمی 1395 روز پیش
بازدید 64 بدون دیدگاه

صحبت های فلورنزی در لایو اینستا

این سخنان الساندرو فلورنزی در ارتباط مستقیم اینستاگرامی با مکس بیاجی است.
درباره تمرین در دوران بیماری کووید-۱۹؟
“من در سن ۲۹ سالگی آبله مرغان داشتم ، آن را حتی برای بدترین دشمنانم هم آرزو نمی کنم. من برای بازی مقابل آتالانتا به میلان نرفتم و آنها می گویند ممکن بود آنجا اتفاق بیفتد.باشگاه به من یک دوچرخه داد درغیراینصورت مجبور بودم مثل دیوانه ها روی بالکن بالا بدوم. زمین مسابقه چیزی است که بیشتر از همه دلم برای آن تنگ شده است.”
آیا دوباره تمرین را از هجدهم آغاز می کنید؟
“در ایتالیا می گویند که افراد دوباره از چهارم شروع می کنند. من برای خرید توپ به آمازون رفتم، وگرنه من آن را از ۱۸ تمرین جمعی لمس نکرده بودم.”
ناینگولان صحبت کرد.
“ همه چیز با تو راحت تر بود. ما حرف زدیم، افسرده بودیم.
سخنرایی هایی که با آنها روبرو خواهیم شد.”
در اسپانیا؟
“ ما در انتظار تصمیمی هستیم که در روز جمعه اعلام خواهد شد. رییس جمهور صحبت خواهد کرد و به ما خواهد گفت که باید چکار کنیم. در عین حال، اینجا، آنها یک ساعت پیاده روی با دختران به ما داده اند. “
تو در والنسیا هستی…
“ هنوز مشخص نیست که فیفا قراردادهای قرضی را تمدید خواهد کرد یا نه. بطور کلی این قرارداد در تاریخ ۳۰ ژوئن به پایان می رسد، هنوز معلوم نیست که آنها تصمیم می گیرند آن را اجرا کنند یا اینکه تا پایان مسابقات تمدید خواهد شد “
رم-بارسلونا؟
“ ما در این باره با راجا صحبت کردیم. او بازی را تماشا میکرد. ما با هم چت کردیم.”
زمانی که مانولاس گل زد دستانت را بر روی سرت گذاشتی؟
“ با سوت پایان بازی به سمت آلیسون رفتم. من در هنگام گل مانولاس دستانم را روی سرم گذاشتم و ایستادم. توضیح می دهم که چرا: بعد از ۴-۱ احساسات عجیب و غریبی داشتیم. در طول هفته احساس شکست نمی کردیم چرا که بازی خوبی انجام داده بودیم. ما می دانستیم که اگر آن بازی را بازی زندگی در نظر میگرفتیم و آن را باور می کردیم هیچ چیز غیرممکن نبود. ما حدودا بیست و پنج یا بیست و شش نفر بودیم که بیست و چهار نفر کورکورانه به آن باور داشتیم اما یک نفر بود که از صبح میگفت ما حذف شده ایم و او مانولاس بود که گل نهایی را به ثمر رساند.”
رم-لیورپول؟
“در هنگام رسیدن با اتوبوس همچون بغداد به نظر می رسید. من لرزیدم ، همه ما در حال فیلم گرفتن بودیم.”
قهرمانی در سال ۲۰۰۱ ؟
“من نه ساله بودم. در همان سال به لودیگیانی رفتم. بعد از دو سال حضور در آنجا رم و لاتزیو مرا می خواستند. من برای دیدن لاتزیو رفتم اما سپس به رم رفتم. وقتی به رم رفتم ، وارد همان ورودی ای شدم که الان هم آنجاست و مستقیم جلو رفتم. برونو کونتی منتظر من بود. او اینطور بنظر می رسید که انگار مدونا را دیده باشید. یکبار به داخل ماشین برگشتم و به پدرم گفتم که من انتخابم را کرده ام.”

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *