مصاحبه ‌مفصل دیاوارا با باشگاه

تابستان سال گذشته آمادو دیاورا از ناپولی به رم پیوست و در این فصل خود را به اصلی ترین مهره های فونسکا تبدیل کرد اما در آغاز سال از ناحیه زانو شد و این چیزی است که او همیشه بر آن غلبه کرده است .
از سرپیچی از حرفهای پدرش تا اولین بازی خود در گینه , تا اولین سفر به ایتالیا در جوانی برای به تحقق بخشیدن توانایی های خود که در آخر در اینجا ما داستانی باورنکردنی از هافبک رم را بازگو خواهیم کرد .او مصاحبه‌ مفصلی با باشگاه داشته که در زیر قرار گرفته ست.

دوران کودکی شما چگونه بود ؟
“من در پایتخت گینه متولد شدم , من وقتی کوچک بودم دوست داشتم که فوتبال بازی کنم و هر بار که بازی میکردم مجبور بودم قبل از رفتن به خانه در یکی از خانه های دوستانم دوش بگیرم
اولین باری که من به پدرم گفتم که میخواهم یک فوتبالیست شوم سیلی به من زد و حتی تا به امروز هم میتوانم به یاد بیاورم .خواهرم سیرا با خرید کفش های فوتبال برای من کمک بسیاری کرد و همچنین در مخفی کردن آنها چون اگر میدید آنها را به پسر دیگری میداد.”
چرا او اینقدر مخالف بازی کردن فوتبال بود ؟
“والدین من معلم هستند و پدر من همیشه به من میگفت که هر وقت از محل کارش به خانه برمیگشت میدید که جوانهایی فوتبال بازی میکنند که تنها دو نفر از انها خوش شانس بودند که در تیمی بازی کنند و درامدی از آن داشته باشند و به ظاهر این برایش غیر ممکن بود که من بتوانم جزو آن افراد خوش شانس باشم .”
چه فکری کردید وقتی او به شما گفت بعید است که به ارزوی خود برسی ؟
“من فوتبال را دوست داشتم و همیشه به آن فکر میکردم و میخواستم به پدرم این را هم نشان دهم که من میتوانم از آن معدود شانس ها باشم و همیشه این اعتقاد را داشتم که میتوانم انجام دهم.و راز کار هم سخت کار کردن بود و دادن همه چیز برای آنچیزی که میخواستم , این همان چیزی بود که پدرم اعتقادی به آن نداشت و من با کارهایم پدرم را به چالش کشیدم و موفق شدم.”
چگونه پدرتان قبول کرد که فوتبال بازی کنید ؟
“من آن موقع همه چیزم فوتبال بازی کردن بود ودر تیم های خیابانی و زمین های گلی نیز بازی کردم و توانستم عملکرد خوبی در آن موقع داشته باشم .خواهرم با صحبت کردن به پدرم کمک زیادی کرد و همچنین در خانواده همه موافق بودند که من فوتبال بازی کنم و فقط پدرم تنها مخالف بود که در آخر او پذیرفت.”
اولین بازی در ایتالیا ؟
“من به آکادمی کوروینو در لچه و سپس به سن مارینو رفتم و انجا جایی بود که من اولین بازی خود را در سری c انجام دادم که این کار دشوار بود در ابتدا به دلیل زبان و سبک زندگی سخت بود اما من به تدریج به آنها عادت کردم.شخصیت اصلی که من در سن مارینو از او الهام گرفتم دفاع مرکز فاگاچی بود او بهترین بود و از ورود من به باشگاه کمک های زیادی به من کرد و از او بسیار سپاس گذارم.”
بولونیا ؟
“من یک سال در انجا بودم و از آن تیم لذت میبردم اما در آغاز کارم ساده نبود بنابراین من باید مربی را به خود جذب میکردم و در تیم تلاش زیادی را انجام میدادم که در آخر توانستم به خواسته ام برسم او به من خیلی کمک کرد او باعث شد که من به اردوهای تمرینی ,جلسات دو نفره را انجام دهم و همیشه نیز میخواستم که با او باشم و درباره ی تکنیک ها و تاکتیک ها با او حرف بزنم و رفتن از Lega pro به سری آ جهش بزرگی هم برای من و هم برای تیم بود که در آخر توانستیم این کار را انجام دهیم.

ناپولی ؟
“من فکر میکنم که ساری بود که من را در ناپولی میخواست من از او به خاطر همین سپاسگذارم زیرا او بود که کیفیت من را بهبود بخشید او به من یاد داد که چگونه بازی کنم و بلافاصله در ترکیب هم قرار گرفتم او به من خیلی ایمان و اعتماد داشت و من از او تشکر میکنم برای کار هایی که برایم انجام داد و باعث شد من پیشرفت کنم .بعد از رفتن ساری آنچلوتی سرمربی تیم شد ,او به من زنگ زد تا برنامه های خود را با من در میان بگذارد که در اخر پایان کار مشخص بود او یک مرد عالی است اما بین ما رابطه ی خوبی نبود.”
رم و فونسکا ؟
“او یک مربی عالی است و کاملا شبیه به ساری ست. او همیشه میخواهد که ما مالک توپ باشیم و از هافبک های تیم به خوبی استفاده میکند و این چیزی است که من دوست دارم و این ماجراجویی یک قدم جدید در حرفه ی من است و من باید استفاده ی کامل از این را ببرم.”
در کودکی چه بازیکنی را دوست داشتید ؟
“توره من او را در روزهایی که در بارسلونا بود جام ملت های آفریقا برای ما بسیار مهم بود و همه ی ما مقابل تلویزیون میشنستیم و آن را تماشا میکردیم و من او را دوست داشتم و از او حمایت میکردم.درمورد فوتبال ایتالیا ، من دانیله روسی را خیلی دوست داشتم و مسابقات رم زیادی را تماشا می کردم تا او را در عمل ببینم. من عاشق نحوه پوشش او ، دیدگاه و اولین لمس بودم ، چه بازیکنی! ”
بهترین توصیه ای که دریافت کردید چه بود ؟
“بهترین توصیه ای که در زندگی به من گفته شده توسط مادرم بود که در میان ما نیست او به من گفت که تنها کسی که میتواند خواسته هایت را به تو بدهد خودت هستی و گفت برای رسیدن به اهداف بلند باید سخت در مسیر درست کار کنم.”
وضعیت الان ؟
من در این روز ها مشغول تمرین هستم و خوب کار میکنم هر هفته یک برنامه ی آموزشی به خانه ی من فرستاده میشود.”

آیا با خانواده خود در تماس هستید؟

“بله و همه آنها در وضعیت مشابه ما هستند. آمار و ارقام در ایتالیا بدتر است ، اما همه اعضای خانواده من ، از خواهرم در سوئد تا بقیه گینه ، در خانه مانده اند و هر کاری می کنند انجام می دهند تا از آن جلوگیری شود. همه ما امیدواریم که هرچه سریعتر این وضعیت برطرف شود.”

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *