مصاحبه مفصل با زاپاکوستا

اگر دیدار مقابل سمپدوریا برای بازیکنان و هواداران رم شب خاصی بود،برای دفاع رم داویده زاپاکوستا شب خیلی خاصی بوده است.

دیگر بازیکنان سه ماه دوری از مسابقه داشته اند ولی داویده زاپاکوستا هشت ماه برای این شب لحظه شماری کرده است، زاپاکوستا بعد از تنها یک بازی برای رم دچار مصدومیتی جدی از ناحیه زانو شده بود.

اکنون دفاع راست رم با آمادگی کامل توانایی جبران زمان از دست رفته را دارد و شانس بزرگی دارد تا بتواند در چند هفته باقی مانده از لیگ کیفیت خود را به باشگاه نشان دهد.

بعد از بازی بین هفته با بازیکن ملی پوش رم باشگاه، مصاحبه ای پیرامون بازگشتش و باقی دوران ورزشی اش داشته که مهم ترین بخش های آن در زیر قرار گرفته ست.

کودکی ات چگونه گذشت؟

“همیشه فوتبال را دوست داشتم،دلیل دیگر علاقه ام در احترام به راهی بود که پدرم طی کرده بود به عنوان یک فوتبالیست، او عشق و علاقه به فوتبال را زمانی که پنج سالم بود و در تیم محله مان بازی می کردم به من منتقل کرد.”

آغاز فوتبالت برای تیم های محلی یادآور دوران فوتبال پدرت است.؟

“آره اما پدرم هیچوقت از سطح محلی بالاتر نرفت. من ده سال در ترکیب جوانان سورا بودم. زمانی که فوتبال را شروع کردم مانند خیلی دیگر از کودکان صرفا برای تفریح فوتبال بازی می کردم.”

فکر می کردی روزی یک فوتبالیست حرفه ای بشی؟

“در کودکی رویاهای زیادی داشتم اما تجربه ای از دنیای خارج نداشتم. وقتی به جایگاه دیگری می رسی و از نقطه امن، سقوط و اهداف صحبت می شود میبینی که دیگه خبری از تفریح نیست و موضوع جدی است. البته باید بگم حتی در کودکی هم بازی ها برایم مهم بودند. بازی رو جدی در نظر می گرفتم روز قبل از بازی در خانه می ماندم و استراحت می کردم و تنها روی بازی فردا تمرکز می کردم.زمانی که به گذشته نگاه می کنم شاید باید بگم که تقدیر من تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه ای بود.”

آیا اولین بار که از خانواده خود دور شدید ، با آولینلو قراردادی امضا کردید؟

“در واقع من قبلا در تیم پریماورا آتالانتا بازی کرده بودم.از خانه ما خیلی دور بودم. تیم کاملاً متفاوت بود. برای یک پسر خجالتی مثل من ، کار آسانی نبود. من آن را به عنوان یک دوران دشوار به یاد می آورم.”

آیا آنجا را دوست نداری؟

 “این یک آزمایش بزرگ بود ، زیرا این موقعیت را تغییر دادم. من همیشه به عنوان یک وینگر بازی می کردم ، اما سرمربی از من در دفاع راست استفاده کرد. من در ابتدا تلاش کردم و به مدت سه ماه اصلاً بازی نکردم ، اما در پایان موفق شدم جایگاهی را به دست بیاورم. و فهمیدم که این پست،جایگاه مناسب من برای ادامه خواهد بود.”

چه خاطراتی از اولین بازی های سری آ خود دارید؟

“خانواده من آنجا بودند که مرا تماشا می کردند و دیدن آنها تا این حد احساسی شگفت انگیز بودند. این چیزی است که همیشه با خودم همراه خواهم داشت. اولین کار من اوج یک رویای کودکی بود … چیزی که هرگز فراموش نمی کنید. ”

وقتی به تورینو نقل مکان کردید به سختی در آتالانتا اقامت گزیدید. آیا این خیلی زود حرکت دوباره مختل کننده بود؟

“نه ، تا آن زمان احساس آمادگی برای تغییر را کردم. در آن زمان آتالانتا برای فروش نیاز داشت و تورینو تیمی بود که جاه طلبی برای جنگیدن برای ورود به اروپا داشت ، بنابراین من مشکلی برای جابجایی ندارم. ”

آیا شما دو فصل خود را با تورینو به عنوان زمان مثبت می بینید؟

“بله ، گرچه سال اول کمی مشکل بود. آنها تحت سیستم ونتورا برای چند سال از سیستم بازی مشابه استفاده می کردند. من توانستم آنچه را که می توانم انجام دهم نشان دهم ، اما من واقعاً  فرم دشواری زیرنظر میهایلوویچ داشتم که ایمان خود را به من نشان داد و به من کمک کرد تا از نظر شخصیت خودم پیشرفت کنم ، این همان چیزی است که من در آن مقطع به آن نیاز داشتم.”

 “این مهمترین ساظطل کار من بود و باعث شد تا من به عضویت تیم ملی ایتالیا بروم.”
شما آنقدر پیشرفت کردید با چلسی قراردادی امضا کردید. چگونه این انتقال چگونه رخ داد!؟

“فقط چند روز از پنجره انتقال باقی مانده است. با من تماس گرفت و گفت كه كنته مرا در آنجا می خواهد ، سپس او خودش مرا صدا كرد. من در تورینو شرایط خوبی پیدا کردم اما این چلسی بود بنابراین در پایان تصمیم گرفتم به دنبال آن بروم و قدم دیگری بردارم. ”

شما دو فصل در چلسی بودید. اولی یا دومی بهتر بود؟

“تمرین  با بازیکنان برتر به من کمک کرد و بازی در لیگ برتر تجربه ای مهم بود. سال اول بسیار مثبت بود و من موفق شدم حضورهای زیادی داشته باشم – احساس کردم که بسیار خوب است. تحت هدایت ساری ، در فصل دوم ، فهمیدم که رفتنش سخت تر است.”

وقتی وارد رم شد ، آیا این فرصت مناسب برای شما بود که دوباره به شرایط خوب بازگردید؟

“این قطعاً به من انگیزه بخشید. من می خواستم تغییری ایجاد کنم و یک چالش جدید را پیدا کردم. من از پیوستن به رم بسیار خوشحال شدم ، شاید شادتر از آنچه که قبلاً بوده ام. من می دانم که چلسی یک باشگاه عظیم است ، اما از نظر شخصی فصل دوم من واقعاً دشوار بود ، بنابراین آمدن به اینجا شروع جدیدی بود. “


“من به کارمندان  و کارکنان خیلی بدهکار هستم. آنها هر دقیقه از روز برای من آنجا بودند ، برنامه هایی را برای من ارسال می کردند و با همه ما کار زیادی می کردند. من واقعاً ممنونم.”

وقتی برگشتید به تمرین با هم تیمی های خود ، چه حسی داشتید؟

“من واقعاً خوشحال شدم ، اما می خواستم روز به روز از آن استفاده کنم. من یک درس مهم یاد گرفته ام: این در مورد اثبات اشتباه جهان نیست. من نسبت به گذشته نسبت به گذشته بر روی نارضایتی اشتباه کردم. شما باید آن مسائل را با تعادل اداره کنید و محدودیت هایی را برای خودتان بگذارید. من فقط یک هدف داشتم و آن بازگشت به بازی و تفریح ​​بود. “

پائولو فونسکا؟

“او همیشه سعی می کند ما را در بهترین موقعیت ممکن قرار دهد. او دستورالعمل ها و ایده های کاملاً واضحی را به ما می دهد تا مانع از این شویم که دچار مشکل شویم اما او همچنین به ما آزادی حرکت در زمین می دهد. او به شما این فرصت را می دهد تا خود را ابراز کنید و نشان دهید که چه کاری می توانید انجام دهید. پیدا کردن مربیانی که دارای این فلسفه هستند کار ساده ای نیست ، بنابراین من واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. ”

آیا انتظار داشتید در اولین بازی بعد از از سرگیری سری آ ، به تیم برگردید؟

“من آماده هر تصمیمی بودم که مربی گرفت. احساس کردم فرصتی وجود دارد که بتوانم از روی نیمکت بیایم. من واقعاً خوشحالم که مربی به من ایمان آورد و من توانستم بعد از مدت ها خارج از خانه برگردم. ”

چه حسی داشت که برای اولین بار توپ را لمس کنید؟

وی گفت: “من انگیزه و مثبت داشتم ، اما فقط می خواستم به تیم کمک کنم تا بازی را بدست آورد. ما به لطف عملکرد خوب تیم این کار را کردیم،ما هرگز از فشار جلوگیری نکردیم. و ادین ژکو آن دو گل عالی را به ثمر رساند. ”

اول یا دومی را دوست داشتی؟


“شاید اولی! . توپ از پشت به او رسید ، اما او هرگز چشم از روی توپ بر نداشت و با پای چپ او به آن ضربه زد. این یک گل درخشان بود.”

حالا برای این تیم چی؟
“این مهم است که خودمان را باور داشته باشیم. فرقی نمی کند که در خانه باشیم یا به دور از خانه، وضعیت برای همه یکسان است و ما باید اطمینان حاصل کنیم که رویکرد ما در هر مسابقه یکسان است. ما نمی توانیم چیزی را عقب نگه داریم. “