مصاحبه جدید پلگرینی با گازتا

در صبح روز پنجشنبه ، گاتزتا دلو اسپورت مصاحبه ای طولانی با لورنزو پلگرینی کرد؛زیرا این هافبک رم تا الان تاثیر زیادی روی تیم گذاشته است.در زیر صحبت های کاپیتان آینده رم قرار گرفته ست.

عشق به فوتبال
“پدرم همیشه علاقه زیادی فوتبال داشته است و او عشق خود را به من منتقل کرده است.اولین خاطره ی من از یک توپ کنار ساحل دریاست.ما ساعاتی را با هم سپری می کردیم،((پاس و شوت))دو کاری بودند که من و پدرم تمرین می کردیم.ما در چینچیتا زندگی می کردیم.او در بانکی در ایتالیا کار می کرد و بعضی اوقات در تابستان ها، او مرا به گوشه ای از باغ می برد و من کل روز با ضربه زدن به بالا و پایین توپ،اوقات خود را میگذراندم.راستش من به توپ یه جورایی وسواس داشتم.خواهرم همیشه از من متنفر بود!زیرا عروسک هایش را خراب می کردم تا از سرهایش به عنوان توپ استفاده کنم!!!من نمیتوانم بگویم که او اشتباه می کرد.من هر نوع توپ را عاشقانه دوست داشتم.

اولین ورود به المپیکو
“من همراه پدرم در کورواسود بودم.اولین باری که به آنجا رفتیم او حیران شده بود.باید پنج سال (و نه پایین تر ) داشته بودم که برخلاف بچه های دیگر روی صندلی می نشتم و جذب بازی می شدمو لحظه به لحظه را تماشا می کردم بدون اینکه چیزی بگویم.از آن زمان به بعد،فوتبال به زندگی روزمره من تبدیل شد.استیکر های پانینی( نوعی لوگو فوتبالی) را مشتاقانه جمع می کردم.اولین بازکنانی را که دوست داشتم، همه رمی بودند. کسی که بیشتر از همه میخواستم، فرانچسکو توتی بود.من مقداری زیاد از پول والدینم را صرف خرید آن بسته ها کردم ولی هیچ وقت اثری از توتی پیدا نکردم.”

اولین ورود به تریگوریا

“من به یاد می آورم که وقتی نامه به خانه ی ما رسید، میخواهد مرا ببرد.به مدت دو یا سه روز به آن خیره شدم،باور نکردنی بود.واقعی به نظر نمی رسید؛می توانید تصور کنید برای یک بچه نه ساله ای که دیوانه فوتبال است،رفتن به تیم مورد علاقه اش به چه معناست.رویایم به حقیقت پیوست.من والدینم را با خودم به تریگوریا آوردم.بدیهی است که مجبور شدم یک فرم را امضا کنم،این یک قرارداد نبود.من آن را با خط کودکانه خود امضا کردم.من در آن مقطع حتی ده سالم هم نبود.در آن زمان برای اولین بار با برونو کنتی آشنا شدم.یک شخص شفت انگیز،کسی که من به او نزدیک هستم.
از آن زمان به بعد حداقل تا زمانی که امتحان رانندگی ام را گذراندم،مادرم و پدرم همیشه مرا به پای تمرین می کشیدند.آنه همیشه منتظر من در ماشین بودند، بعضی از مواقع با والدین دیگر قهوه می خوردند.هیچ وقت نمی توانستم تصور کنم که به تیم اول،تیم بزرگ و تیم نهایی صعود کنم.هیچ وقت تلاش والدین فداکارم را فراموش نخواهم کرد.”

موارد پزشکی در جوانی

“همه ی بدبختی های اون موقع من ، ناشی از بیماری مونونوکلئوز(( یک نوع بیماری عفونی که از طریق بوسه و یا رابطه ی جنسی ویا مسواک مشترک و حتی جای مشترک و مواردی از این قبیل منتقل می شود)) بود که در اتاق تعویض برای من به وجود آمد.این بیماری علامت های کمی دارد.در آن موقع در عملکرد قلب من ، نا هنجاری زیادی به وجود آورده بود.در ضربان قلب من عدم تعادل وجود داشتت بین 400 تا 500 است، اما برای من دو هزار بود!!!فشار های دردناکی را حس می کردم و در نهایت تصمیم گرفتم بازی کردنم را متوقف کنم.تشخیص اولیه دکتر شش ماه بود اما من توانایی های خود را می دانستم.در آن مقطع من هر شب دستم را روی سرم می گذاشتم و ضربان های نا منظم خود را می شمردم.ریتم و فرکانس را محاسبه می کردم.من از کورنومتر موبایل خود استفاده می کردم و با دستی که روی سینه می گذاشتم،سعی میکردم بفهمم خوب شدم یا نه.من بهبودی خود را تسریع بخشیدم.
بعد از چهار ماه فهمیدم که آریتمی با بهود یافتن، سرانجام به طور کامل پیش رفته است.به پدر و مادرم زنگ زدم و سرانجام تست های دیگری را پشت سر گذاشتیم. در اولین بازی که برگشتم، من دچار متاتارس شکسته (یک نوع شکستگی کف پا) شدم!!!دو یا سه هفته دیگر بازی نکردم.”

کاپیتانی رم

“این یک مسئله فوق العاده مهم است. یکی از شاخصه های یک کاپیتان ، این است که باید دیگران را تحت تاثیر قرار دهید که بازی کردن در رم به چه معناست.در حال حاضر، فلورنزی کاپیتان است و هیچ کس بهتر از او از حال و هوای کاپیتانی خبر ندارد.او می داند چگونه حس رمی بودن را به دیگران منتقل کند و کاری کند که دیگران بهترین خود باشند.تیم ما یک تیم در حال رشد است و این به لطف او و کولاروف و ژکو و دیگران است.”

درباره ی فرانچسکو توتی

“من از او چیزهای زیادی آموختم. وقتی که او در زمین حضور داشت ، من نمی توانستم نگاهم را از او بگیرم. او یکی از آن بازیکنانی است که به تنهایی ارزش خریدن بلیط یک مسابقه را دارد. او به من کمک کرد تا بسیاری از موارد مختلف را درک کنم ، به من کمک کرد تا نگرش صحیحی پیدا کنم. تجربه او ، هم به عنوان فوتبالیست و هم در یک فرد ، واقعاً مفید بود. او مرا در لحظات سخت انتخاب کرد. در 21 سالگی ، با استقبال توتی احساس واقعی بازیکن بودن به من القا شد.”

درباره ی رمی بودن و انتقال این حس در رم

“یک مسئولیت بزرگ….شما باید جوابگوی طرفداران باشید. خانواده من بسیار فوتبالی هستند. من آن را از پدرم به ارث بردم. خوشبختانه او از من نسبت به رم بیشتر نگران است….یا حداقل کمی بیشتر نگران است. من سعی می کنم که همان عطش زا به هم تیمی هایم منتقل کنم که معنای بازی در رم چیست. هیچ چیز بیش تر از بی تفاوت بودن ویا سطحی بودن مرا آزار نمی دهد. خوشبختانه این جا هیچ کس نگرشش این گونه نیست. همه می دانند که چقدر مهم است که صد درصد تواناییشان را بگذارند. ما گاهی اوقات برنده می شویم و یا میبازیم، اما بدون پشیمانی از زمین بیرون میرویم.”

برنده شدن

“برنده شدن به هر حال دشوار است. تنها کاری که می توانید برای برنده شدن انجام دهید این است که کار کنید ، متمرکز باشید ، حرفه ای باشید و روحی را در داخل و خارج از رختکن ایجاد کنید که در مقابل فشارهای خارجی مثبت و مقاوم باشد. اکنون ما در این زمینه در حال پیشرفت هستیم ، ما چند قدم مهم را به جلو برداشته ایم. من نمی دانم که جامی میبریم یا نه ، اما اکنون فضای متفاوتی است. دوباره این را می گویم: برای برنده شدن باید کار را انجام دهید. من اطمینان دارم که یک بازیکن تنها در صورتی که هر روز در طول هفته در تمرین کار کند ، می تواند بهترین بازی خود را انجام دهد. ”

درباره ی پائولو فونسکا

“ما امسال یک مربی داریم که به نظر من باید جزو پنج مربی برتر جهان باشد. نه فقط از لحاظ دانش تاکتیکی، بلکه شخصیت او و کار های مثبتی که انجام می دهد. او و کمک هایش، تلاش می کنند تا به ما ثابت کنند که هیچ آشفتگی وجود ندارد. ما اینجا مثل گروه نیستیم!ما دوست هستیم، متحد هستیم و همه به یکدیگر کمک میکنیم.من می دانم هواداران از ما انتظار دارند،من اطمینان دارم که اگر سخت تلاش کنیم، می توانیم انتظارات را برآورده کنیم.”