مصاحبه پاستوره با سایت باشگاه

آپدیت می شود

به گزارش سایت رسمی باشگاه

بعد از یک فصل سخت در رم، خاویر پاستوره فرم و وضعیت خودش را در این فصل ریکاوری کرده است و تیم فونسکا از مزیت های او بهره میبرد.
پاستوره قبول کرده بود که یک چهره منفور در رم است اما حالا او بخاطر پاس گل و خلق موقعیت هایی که طرفداران فوتبال میدانستند او این قابلیت ها را دارد در بین هواداران جالوروسی محبوب شده است. حالا ما با او مصاحبه مفصلی انجام داده ایم که به شرح زیر است.

چه خاطراتی از رابطه ات با فوتبال زمانی که جوان بودی داری؟
“،من خاطرات زیادی دارم بخاطر اینکه از چهار یا پنج سالگی فقط فوتبال بازی میکردم، من هنوز هم عکس هایی از ان را دارم و من همیشه با فوتبال بوده ام. فوتبال تمام چیزی است که میخواستم انجام دهم چه در مدرسه چه در خیابان همراه با دوستانم، بازی های ویدیویی مثل الان وجود نداشتند و ما فقط به فوتبال فکر میکردیم.”

کجا بازی میکردی؟
“در هر منطقه ای از کوردوبا که زادگاهم است. به یاد میاورم که مسابقات قهرمانی برگزار شد و من در همه انها بازی کردم شامل ان جاهایی که پسر عمویم و بقیه دوستانم زندگی میکردند. هرکس میتوانست تیم خود را بیاورد و پدرانمان نقش سرمربی را بازی میکردند.”

ایا تو همیشه یک بازیکن تکنیکی بودی؟
“به یاد میاورم که با عمویم در گاراژ با یک توپ تنیس بازی میکردیم. او میگفت که اگر بتوانی با این توپ بازی کنی میتوانی با توپ بزرگتر به اسانی بازی کنی. من قبلا تمرینات ضربه ایستگاهی و شوت زدن را در مقابل دیوار انجام میدادم و من انرا هر روز با شور و اشتیاق انجام میدادم.”

ایا ارزوی این را داشتی که به یک بازیکن فوتبال تبدیل شوی؟
“این همیشه ایده ای بود که رویایش را در سرم داشتم.”

الگوی تو در جوانی که بود؟
“بدون شک وقتی که جوان بودم الگوی ام گابریل باتیستوتا بود. در ان زمان او برای تیم ملی بازی میکرد و گل های زیادی هم در لیگ ایتالیا به ثمر میرساند، او کسی بود که همه در موردش صحبت میکردند. من یک پوستر از او در اتاقم دارم. وقتی او به رم پیوست، پدرم پیراهن او را به عنوان کادو به من داد که ان فوق العاده بود. وقتی که بزرگ شدم الگوی ام خوان ریکلمه بود، او مرجع من برای پست شماره ده بود.”

فعالیت ورزشی تو چگونه شروع شد، ایا فورا حس کردی که موفق شدی؟
“،حقیقتا این اسان نبود، همه چیز به سرعت در ارژانتین رخ داد. من بازی کردن را در دسته دوم با تالرس در کوردوبا شروع کردم که تیم شهرم بود. من اولین بازی ام را تیم اول بازی کردم و سه جهار بازی دیگر هم انجام دادم، سپس به تیم جوانان منتقل شدم. این لحظه ی بسیار سختی بود چون فکر میکردم که موفق شده ام.بعد از تمرین کردن و بازی کردن با بازیکنان مسن تر برگشت و بازی در تیم جوانان ناامید کننده بود. مجبور شدم که با ان کنار بیایم اما ان اسان نبود.”

بعد از ان چه اتفاقی رخ داد؟
“بعد از ۶ ماه به بوینس ایرس رفتم تا برای تیم اول هوراکان بازی کنم. به کمپ تمرینی انها رفتم اما بخاطر برخی مسائل اداری نتوانستم بازی کنم. بعضی وقت ها به تنهایی بازی میکردم و شروع فصل را از دست دادم. وقتی مدارک اداری اماده شوم دوباره به کمپ تمرینی انها رفتم و مچ پایم شکست. به همین دلیل مجبور شدم که این فصل را از دست بدهم. این به نظر میرسید که همه چیز بر علیه من است. این واقعا سخت بود و من در ان فصل فقط ۵ بازی کردم. در فصل بعد به طور مداوم بازی کردم و زندگی من در ۶ ماه تغییر کرد.”

در ان مقطع چه احساسی داشتی؟
“من هرگز در تیم اول فیکس بازی نکرده بودم اما ۲۰ بازی پیاپی بازی کردم و همه چیز به خوبی پیش میرفت.در این مقطع یک تماس از ایتالیا امد و من حتی نمیتوانستم درک کنم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.”

انتقال تو به پالرمو چگونه رخ داد؟
“،آنها برای دو ماه برای تماشای عملکرد من میامدند. برای من این یک رویا بود که در اروپا بازی کنم.این فوق العاده بود و انها به سرعت مرا قائل کردند و من هم از فرصت استفاده کردم.”

ایا یک کمی ترسیده بودی؟
“هرگز، بدون هیچ ترسی، این رویای من بود. من برای چیزی ادم که در ان بهترین هستم: فوتبال بازی کردن.خانواده ام مرا حمایت کردند و در این راه با من همراه شدند و همه اینها اعتماد به نفس زیادی به من داد.”

تجربه ات در پالرمو چطور بود؟
“عالی. دو سال فراموش نشدنی. تیم خوب بازی میکرد و ما در ان دوره چیز های را کسب کردیم. لیگ را چهارم تمام کردیم و به فینال جام حذفی رسیدیم و در یورو لیگ بازی کردیم و فقط یک امتیاز تا چمپیونز لیگ کم اوردیم. ما کار هایی کردیم که پالرمو تا سالها با انها نا آشنا بود. من خاطرات بسیار زیبایی دارم و مردم با من خوش رفتار بودند. این شهری است که من همسرم را ملاقات کردم و این شهر برای همیشه در قلب من باقی میماند. بخشی از سیسچل همیشه با من است.”

تو چه تفاوتی بین فوتبال در ایتالیا و ارژانتین دیدی؟
“تفاوت تاکتیکی است. بازی ها در ایتالیا با جزییات بیشتری اتفاق می افتند. انجا ازادی بیشتری برای بازیکنان وجود دارد اما اینجا این گونه نیست حتی در مقایسه با فرانسه هم متفاوت است.در زمین همیشه یازده نفر در برابر یازده نفر قرار میگیرند اما در بیرون از زمین اینگونه نیست. اینجا به اماده سازی ها و تمرینات توجه بیشتری میشود.

فرصت پیوستن به پاری سن ژرمن کی اتفاق افتاد؟
“در سال دومم در پالرمو خیلی خوب بازی میکردم و میدانستم که باشگاه با فروختن من فرصت بسیار خوبی برای ساخت یک تیم جدید دارد. برای من این فرصت مهمی بود که رشد کنم و بهتر شوم. در دو ماه اخر حضورم در پالرمو صحبت به فروش رسیدنم در جریان بود. من هیجوقت دوست ندارم که تا پایان فصل از این صحبت ها بکنم. ایجنت من انجا بود که بر روی این مسائل کار کند ولی به او گفتم که دوس ندارم هیج چیزی در مورد ان بشنوم و میخواهم روی لیگ تمرکز کنم.”

“به وضوح موقعیت بسیار خوبی برای من بود. میخواستم که برای یک تیم مهره مهمی هستم، چیزی که در پاریس تقریبا از دست داده بودم، یعنی احساس مهم نبودن، که بخاطر بازیکنان و هم تیمی ها و رقبای زیادی که داشتم. رم بهترین انتخاب بود، داریم در مورد شهری بزرگ و زیبا حرف میزنیم، من و همسرم هردو خیلی این شهر دوست داریم.”

” همه چیز خیلی خوب شروع شد و من خیلی هیجان زده بودم که اینجا بازی کنم. اما متاسفانه چند بار مصدوم شدم بصورت متوالی… و اولین مصدومیت در اولین دربی فصل اولم بود. از ماه سپتامبر همه چیز شروع شد به بدتر شدن و خراب شدن همه چیز. اعتماد مربی را از دست دادم، چون در زمین بازی آمادگی لازم را نداشتم به هیچ وجه. از نظر فیزیکی اصلا در وضعیت خوبی نبودم و در فرم خوبی نبودم. نمیتوانستم فشار تمرینات را مدیریت کنم و یا در روند آمادگی و در فرم بودن پیشرفت کنم. زیاد بازی نکردم و سال خوبی نبود. هم از نظر شخصی هم از نظر حرفه ای.”

“خیلی چیزها در سرم بود و ذهنم مشغول بود در این تابستان. تغییرات زیادی در باشگاه اتفاق افتاد و در مورد خود من هم سوال هایی پیش آمد در مورد این تغییرات. چند روز اول تعطیلات کنار خانواده ام بودم و اما بعدش تصمیم گرفتم با باشگاه و مربی حرف بزنم ، میخواستم بدونم که آنها چه چیزی در مورد من فکر میکنند و نظرشون چی هست.”
“به خوبی می دانستم که عملکرد سال پیش من بد بوده و نا امید کننده و فکر نمیکردم که مربی و کادر فنی جدید در مورد من نظر مثبتی داشته باشند. از روز اول فصل جدید باشگاه بطور واضح بیان کرد که آمدن مربی جدید برای همه خوب خواهد بود. از اولین روز تمرین فصل جدید شنان دادم که میخواهم اشتباهات و فصل بد خودم و تیم را کنار بزنم. مربی همیشه روراست و طرز فکر واضحی داشته، نشان داده که من باور داره. ازم خواست که هرچیزی که در فصل پیش اتفاق افتاده رو فراموش کنم تا بتونم بصورت 100درصدی تمرین و آماده بشم.”
” کادر فنی همه چیز بخوبی تحت کنترل گرفتند . باهاشون حرف زدم؛ گفتم که فصل پیش نتوستم به آمادگی و فرم خوبی برسم و به دلایل مختلف نتونستم زیاد بازیکنم ، واین هم برای من و هم تیم خوب پیش نرفت.”

“در بازه زمانی قبل از فصل با مربی و کادر فنی زیاد صحبت کردم. با بازی کردن متدوام در بازی های دوستانه تونستم به آمادگی فیزیکی و روی فرم بودنم سرعت بدم و به سرعت آماده بشم.همچنین در این بازه زمانی بدست آوردن آمادگی یک هفته تصمیم گرفتیم که تمرین را متوقف کنیم، علت مصدومیت نبود، اما بعد از تمرین های دو جلسه ای هر روز، با توجه به اینکه بدن و توان فیزیکی خودم رو بخوبی میشناسم، درخواست استراحت کردم. چند بازی دوستانه بازی نکردم و انفرادی تمرین کردم، چونکه احساس گرفتگی عضلانی کردم. در دوره زمانی ای که بازی های دوستانه پیش فصل را بازی نکردم میدانستم که موقعیت بسیار خوبی را برای روی فرم آمدن رو از دست میدادم. اما میخواستم جلوی مصدومیت دوباره و زودرس رو بگیرم. ”
در آن بازه زمانی، و بازی های پیش فصل، باید بازی کنید و آمادگی خود را بدست بیاورید و می دانستم که با بازی نکردن در آن بازه زمانی موقعیت مهمی رو از دست میدادم. مربی قبول کرد و بهم استراحت داد و گفت که در طول هفته خوب تمرین کنم چون باید برای بازی اول آماده باشم و مربی چند دقیقه بهم بازی داد و بهم اجازه داد که به روند آمادگی و بدست آوردن فرم مناسب و سرعت دادن درست و مناسب برای آمادگی ام داد. اما حالا دیگر احساس آمادگی و فرم گذشته ام رو دارم.”