نامه احساسی ده روسی

چرا می خندی؟
چون که خوشحال هستم.
ولی چرا خوشحالی؟
چون که لباس رم را دارم.
ولی این اصل نیست؟
اصله، شمارش رو خاله ام چسبونده
خب اگر به تو بگم وقتی که بزرگ بشی و بیش از 600 بار این لباس رو میپوشی، چی میگی؟
من میگم پوشیدن این لباس برای یکبار هم برای من کافی است.
وقتی به عکسی از کودکی خود نگاه می کنم، فکر می کنم که چقدر خوش شانس هستم،شانسی که انتظارش را نداشتم و هرگز نتوانستم قدردان آن باشم. دوران طولانی همراه رم داشتم، پر از فراز و نشیب و اتفاقات ولی همواره برای من با عشق به باشگاه همراه بود.
اجازه بدهید که از همه کسانی در رم کار کردند و با آنها آشنا هستم، تشکر می کنم:
خانواده سنسی و مالک پالوتا
همه مردان و زنانی که در تریگوریا فعالیت می کردند و اکنون هم کار می کنند.
بدون استثنا از همه مربیان که در شکل گیری بازی و شخصیت من نقش داشتند و چیزهای مهمی را به من یاد داده اند.
از کادر پزشکی تیم که همیشه مراقب من بودند.برونو کونتی مرا دید و استعداد خاصی را در من دید و به آکادمی باشگاه مرا معرفی کرد. در یکی از روزهای ماه آگوست سیمئونه و مانچیو را دیدم و با آشنا شدم و تا ابد دوست خواهیم ماند.
از فرانچسکو تشکر میکنم. بازوبندی که بر دست می بستم، میراث او بود. یک کاپیتان بزرگ و بهترین بازیکنی که این لباس را برتن کرده است. کمتر کسی این شانس را پیدا می کند که 16 سال کنار اسطوره و الگوی خود بازی کند. بازوبند را با احترام به کاپیتان بعدی را واگذار می کنیم، او نیز برای من برادر بزرگ و شایسته است.
از پدر و مادرم تشکر می کنم. آنان دو صفت اخلاقی را به من آموزش داده اند. کاری که دوست نداری کسی مقابلت انجام بدهد را انجام ندهید و تا حد توان به کسانی مشکل دارن کمک کنن.

از محله اوستیا، مردم آنجا تشکر می کنم. با کمک شما در آن منطقه بزرگ شدم، رشد کردم و به عنوان یک مرد بازگشتم.
از کسانی که از من حمایت کردند و در خانه در کنار من رنج کشیدند، تشکر می کنم. بدون گایا، اولیویا، نوح و بیش از همه سارا تشکر می کنم،بدون آنها به نصف از موفقیت اکنون نمی رسیدم.
از همه شما طرفداران رم و علاقه مندان من تشکر می کنم. حداقل امروز می توانم شما را طرفداران خود صدا بزنم، زیرا من نیز مانند شما هستم. عشق و محبتی که شما به من داده اید، باعث شد در این مدت برای شما تلاش کنم. شما مهم ترین دلیل انتخاب این شهر و تیم هستید.یکشنبه برای بار 619 مرتبه این کار را تکرار می کنم، درست انتخاب در طول زندگانی ام.

26 ماه می چند سال پیش اتفاقی افتاد که باعث شد فکر کنیم، دیگر نمی توانیم بخندیم. اما یکی از طرفداران تتو ای جالب داشت که با این مضمون :27 می 2013 است و بازهم باد می وزد. بازهم باد در این شهرخواهد وزید. هرگز مانند چند وقت اخیر احساسات و عواطف  شما را نتوانستم، درک کنم و همه آنها در قلبم نفوذ کرد. هیچ وقت شما اینقدر متحد ندیده بودم، اما با کنار گذاشتن خشم و ناراحتی که دارید هدیه ای بزرگ به من می دهید. رم از هر چیز دیگر برای ما مهمتر است.
هیچ کس بیشتر از من شما را دوست نخواهد داشت.
به زودی شما را میبینم